سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
336
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
وسيله محمد ( ص ) به امامت رسيد . او تعيين امام آينده را به وسيله امام قبلى با نص صريح نمىپذيرفت ( 1 ) . محمد النفس الزكيه و يا برادرش ، هرگز به اصل نص براى اثبات حقّانيّت خود متوسّل نشدند بر عكس ، آنچنان كه اشعرى ( 2 ) خاطرنشان مىسازد ، عقيده به نص خصيصهء روافض ( 3 ) بود كه در مقابل هواداران زيد و پس از آن النفس الزكيه اقامه مىكردند . بيان اشعرى منطبق با اخبار متفق القولى است كه نويسندگان شيعه اثنى عشرى مانند نوبختى ، سعد الاشعرى و كشى نقل كردهاند اين نويسندگان از پيروان امام محمد باقر ( ع ) گزارش مىدهند كه بر اساس اصل نص از آن حضرت بر عليه زيد به عنوان تنها قدرت علوى بر حق حمايت كردند گرچه آئين نص در اين زمان هنوز كاملا بازسازى نشده بود . مقايسه ميان احاديثى كه از امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) نقل مىشود نشان مىدهد كه امام ششم تأكيد نسبتا زيادى به اصل نص در آئين امامت داشته است در نتيجه ، مقايسه بيشتر مواضع پيروان اين دو امام بزرگوار نيز از گرايشى كه پيروان امام ششم به قبول كامل آن حضرت به عنوان امام خود تا حدّ زيادى بر اساس اصل نص داشتند ، پرده برمىدارد . اين حقيقت از عمل گروهى از شيعيان كوفه ، كه پس از رحلت امام پنجم براى مدّت زمانى پيرو و هوادار زيد شدند ولى به زودى او را رها كردند و به سوى امام ششم رفتند و او را وارث و وصى امام باقر ( ع ) دانستند ، روشن مىشود . ( 4 ) هاجسن نظريهء استروثمن ) Strothman ( را كه مىگويد : « داستان ترك زيد توسط شيعيان كوفه و رفتن آنها به سوى امام صادق ( ع ) ، نشان مىدهد آنها اعتقاد امامت به نص را در آن زمان پذيرفته بودند . » ( 5 ) نقل مىكند . در عين حال ، عقيده امامت به نص نه تنها براى امام ششم ، بلكه براى عدهاى از غلات ( شيعيان افراطى كوفه ، كه بعدا به بررسى درباره آنها خواهيم پرداخت ) مانند بيان ، ابو منصور و مغيره ( 6 ) كه ادعاى وراثت امام باقر ( ع ) را داشتند و موقعيّت كوتاه مدتى را هم به دست آوردند به صورت ابزار معمولى در آمد . در مآخذ تاريخى ، سخنان بسيارى از امام صادق ( ع ) وجود دارد كه آن حضرت اين متعصّبين را محكوم مىكردند و به پيروانشان هشدار مىدادند تا احاديث منقول از